سفارش تبلیغ
صبا
.

آرپیچید رفت ...

دوشنبه 88 تیر 22 ساعت 2:29 عصر

بسم رب المهدی (عج)

از انتخابات این 3 تا آیه مونده بود ...
سوره ی انبیا ، آیات 105 ، 106 ، 112 !!!

*

اعتکاف که تموم شد ، اولین حرومی رو که حلال کردم آینه بود !
رفتم جلو آینه ! بجز چن تا جوشی که رو صورتم در اومده بود ، دیدم نه ...

خر موسی گرش به مکه برند ، چون بیاید باز هم خر باشد ...

اعتکاف که تموم شد ، بدون خداحافظی رفتم خونمون !
اعتکاف که تموم شد ، جاسوئیچیم افتاد تو جوق آب !
اعتکاف که تموم شد ، تازه بد بختیا شروع شد !
اعتکاف که تموم شد ، خیلی چیز ها هم تموم شدن ...
اعتکاف که تموم شد ، همه چی تموم شد ...
اعتکاف که تموم شد ، منم تموم شدم ... خیلیا هم با من تموم شدن !!!

*

مثه یه فنر !
خداوکیلی حساب کن ! یه فنر رو بگیری 5،4 سال نگهش داری ، بعد یهو ولش کنی !
خوب پرت میشه بالا دیگه ! حالا ممکنه تو چش و چال بعضیها هم بره ...
بسیج همون فنر است ! حساب کن دست و پای بسیج رو بسته بودن ، بعد سر این قضیه ها یه دفه ولش کردن !
بازم دمشون گرم بچه بسیجیها ! ترکوندن ... من دست تک تکشون رو می بوسم از راه دووور ...
راستی ! منم یکی از همین لباس شخصی ها بودم ...

*

یکی از خواص چوب خشک اینه که احساس نداره !
یعنی چیزیو نمیفهمه !
یعنی حالیش نیس !
یعنی دردش نمیگیره !
یعنی نمی تونه دردش بگیره !
یعنی ... بذار راحت بگم دیگه ...
یعنی اصلن آدم نیس ...
حالا حسابشو بکن این چوب خشکه رو کاشتنش یجا ! اونم علم شد و واسّاد !
هی همه اومدن بزننش زمین ! نتونستن و واسّادن تا ...
تا اینکه ...
چوب خشکه تحت شرایط فیزیکی و شیمیایی محیط و به مرور زمان ! شیکست ...
همه ی اونایی که اون دور بودن اومدن ببینن از زخمش خون میاد یا نه !
ولی حیف ! حیف که نمی دونستن چوب خشکه اصلن آدم نیس که بخواد خون داشته باشه ! 
آخه خشکه !
حالا چوب خشکه مونده و ...

- - - - - - -
ز.خ 1 : چیز توی متن ، طبق لغت نامه ی موسوی میتونه هر جسم جاندار و غیر جانداری باشه ! یعنی همه چیز!!!
ز.خ 2 : بعضی وقتا چِت کردن هم خوبه ها ...
ز.خ 3 : درَفت !
ز.خ 4 : ما نوکر امام رضا (ع) هم هستیم ...
ز.خ 5 : آدم یعنی هر جسم خونسرد و خونگرم ...
ز.خ 6 : فقط وقتی دیوونگی و توّهم با هم قاطی بشه ، متن آخری درمیاد دیگه ...

شهدا شرمنده ام !
یازهرا (س)



  • کلمات کلیدی : امام رضا(ع)، اعتکاف، بسیج
  • به دست : پابرهنه ی دانشجو... | نظرهای شما [ نظر]


    کل یادداشت های این وبلاگ

    زندگی با چشمان بسته !
    پراکنده های ذهنی قبل از زیارت!
    نامرتب هایی برای نوشته شدن ...
    [عناوین آرشیوشده]